اپاانا
حرف را باید زد /درد را باید گفت / سخن از جور من و جور تو نیست / سخن از متلاشی شدن یک دوستی ست/ وعبث بودن پندار سرورآور مهر 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

هدف از گفتن این داستان آزرده کردن افکار نیست بلکه گفتن حقایقی است که ما هر چند وقت یکبار آنها را از آرشیو خاک خورده قدیم بیرون می کشیم تا مسلمانان را نسبت به دشمنشان آگاه تر کنیم. اگر خواندن این مطلب به شما احساس بدی می دهد از شما عذر خواهی می کنیم.!!

تا زمانی که یهود خود را ملت برگزیده خداوند و دیگران را حیوانات انسان نما می داند از مرتکب شدن هیچ جرم و جنایتی هراس نداشته و به هر عمل ناشایست و خطر ناکی دست می زند بنابر این اگر شنیدید که یهودی ها دو عید مقدس دارند که این عید ها بدون آشامیدن خون تمام نمی شود نباید تعجب کنید :

الف) عید پوریم در ماه مارس Purim.

ب) عید فصح در ماه آوریل Passover

(در باره عید پوریم قبلا مطلبی را نوشتم این مطالب در باره عید فصح است)

همه ساله افراد زیادی قربانی این دو عید می شوند برای مثال به این رویداد توجه کنید:

روزی کشیش ایتالیایی آقای (اپ-فرانسوا-انطونتوما) به اتفاق خدمتکار خود ابرام از خانه بیرون آمده ناپدید شدند.

پس از تحقیق و جست و جوی فراوان که از طرف ملت و دولت انجام گرفت معلوم شد که کشیش بیچاره توسط یهودی ها به قتل رسیده است .

سلیمان سر تراش که یکی از متهمین این پرونده بود در اعترافات خویش چنین گفت :

نیم ساعت از مغرب گذشته بود که خدمتکار داوود هراری وارد مغازه من شد و در خواست کرد فوراً خود را به خانه داوود برسانم ، من نیز چنین کردم، در آنجاهارون هراری ، اسحاق هراری، یوسف هراری، یوسف لینیوده، خاخام موسی ابوالعافیه ، خاخام موسی بخور یودامسلونکی و داوود هراری که صاحب خانه بود جمع بودند ، من وارد اتاق شده و کشیش توما را دست و پا بسته دیدم ، با مشاهده اوضاع متوجه شدم که مرا برای چه احضار کردند !

پس از ورود من درب های منزل را بستند و طشت بزرگی حاصل نموده ، از من خواهش کردند کشیش را به قتل برسانم ولی من خودداری نمودم .

داوود گفت : پس تو با دیگران سرش را برلبه طشت نگه دارید تا ما کارش را یکسره کنیم .

در این هنگام کشیش را جلو آوردند ، او را محکم بر زمین زده و بدون انکه قطره ای از خون بدنش بر زمین بریزد سرش را از بدن جدا نمودند.

سپس جسد بی جان او را به انبار برده ، با هیزم آتش زدیم و باقیمانده جسد او را قطعه قطعه کردیم و در کیسه های بزرگی جای دادیم و در صرافی واقع در اول خیابان یهودی ها دفن نمودیم .

این مأ موریت که تمام شد به ابرام خادم کشیش وعده دادند اگر این راز را برای کسی بازگو نکند ، بدون اینکه هزینه ای از او بگیرند او را داماد خواهند کرد .

بازپرس سوال کرد : استخوانهایش را چه کردید ؟

سلیمان: با دسته هاونگ ! خورد کردیم!

بازپرس: سرش را چه کردید؟

سلیمان : با دسته هاونگ !خورد کردیم!

بازپرس : روده هایش را چه کردید؟

سلیمان: آنها را قطعه قطعه نموده و در یکی از صرافی ها نزدیک دفن نمودیم! آنگاه بازپرس رو به اسحاق هراری کرد و گفت آیا به اعترافات سلیمان اعتراضی داری ؟

اسحاق : آنچه سلیمان گفت صحیح است ولی شما نمی توانید این عمل را جرم به حساب آورید !! زیرا این یکی از مراسم مذهبی ما در این عید ، استفاده از خون انسان است.

بازپرس: خون ها ی کشیش را چه کردید؟

اسحاق : در شیشه کرده و به خاخام موسی ابو العافیه دادیم.

بازپرس : شیشه سفید بود یا سیاه ؟

اسحاق : سفید.

بازپرس : چه کسی شیشه را به خاخام داد؟

اسحاق : خاخام موسی سلونکی.

بازپرس : در مراسم مذهبی شما در چه چیزی از خون استفاده می شود؟

اسحاق : در خمیر نان عید.

بازپرس : آیا همه یهودی ها باید از نان استفاده کنند؟

اسحاق : خیر ، ولی چنین نانی حتما باید نزد خاخام بزرگ موجود باشد.

منبع: خطر الیهودیه العالمیه علی السلام و المسیحیه – چاپ بغداد1899 میلادی-

در ضمن این رویداد در همه روزنامه های روز چهارشنبه سال 1840به چاپ رسید.

 

[ ۱۳٩٠/٩/٢٠ ] [ ٩:٥۱ ‎ق.ظ ] [ زیتون سرخ ]

سلام دوستان امیدوارم عزاداری هاتون قبول باشه ما رو هم دعا کنید.

توی این پست خودم نوشتم از افکارم از نگاهم از اینکه دوست دارم مردم خوب کشورم بیشتر از این فکر کنند وقتی زیارت عاشورا می خونند فکر کنند که یزید که بود ؟ چه کرد ؟ چرا ؟

واقعا چرا کربلا اتفاق افتاد ؟

اتفاق افتاد که بعد از چند هزار سال بفهمیم که هنوز ظالم و مظلوم وجود دارد . بفهمیم که برای رسیدن به هدف اصلی از همه چیز بگذریم .

خیلی وقت پیش در شبکه خبر برنامه ای رو دیدم . توی این برنامه سخنرانی یک روشنفکر آمریکایی رو که بعد از انقلاب در اورشلیم سخنرانی داشت رو می خوند و هم زمان با اون خیابون ها و مغازه های تهران رو نشون می داد . قسمتی از اون سخنرانی رو براتون می گم.

( انقلاب مانند یک پرنده است که یک بالش قیام عاشورا و بال دیگرش انتظار منجی است و این پرنده یک زره دارد به نام خمینی . برای کشتن این پرنده الان نمی شود این زره را گرفت بلکه به مرور زمان با جدا کردن مردم از رهبرشان این برنامه عملی است و اما برای گرفتم بال عاشورا باید در زندگی مردم تجملات را وارد کرد تا روحیه ایثار و گذشت از بین برود )

وقتی این جمله آخر رو می گفت خیابون های تهران رو نشون می داد مغازه های پر زرق و برق لباس ها و آرایش های مردم و.....

ایران در جنگ تحمیلی پیروز شد چون جوون هایی رو داشت که اهل تجملات نبودند بلکه عاشق هدف و رهبرشان بودند . بیایید از این عاشورا قول بدهیم تا زندگی تجملاتی را کنار بگذاریم و نگاهمون رو عوض کنیم....

بیایید زندگی کنیم مانند امام حسین نه بردگی مانند شمرو... بردگی دنیا . بیایید از خودمان شروع کنیم از چیزهای کوچک . حتما نباید یخچال سایبای ساید داشته باشیم یا تلویزیون فلت .

حتما نباید لباس های آن چنانی مراسم آنچنانی و هزینه های زیادی برای لوازم آرایش و .. بپردازیم. امام حسین برای آزادی قیام کرد . بیایید آزاد باشیم انقدر آزاد که از خانواده خودمان هم بگذریم و پرواز کنیم . بیایید برای آزادی همه دعا کنیم.

مردم کوفه بدبخت ترین مردم دنیا شدند چون شک کردند . چون رهبر خودشان را نشناختند و اگر ما هم این رویه را پیش بگیریم همین اتفاق می افتد . اتفاقی که به شدت بیشتری در زمان منجی آخر الزمان اتفاق می افتد یعنی ((شک)) مردمی که شک می کنند . مردمی که می دانند حق با کیست ولی نمی توانند عمل کنند . مردمی که می ترسند . مردمی که محو تبلیغات می شوند و سر انجام مردمی که رهبر زمان خودر را تنها می گذارند . این ها همان مردم کوفه هستند امیدوارم در این روزها بعد از ظهور آقا و سلامتی رهبر برای انسانیت و زنده شدن افکار امام حسین (ع) دعا کنیم. آمین

( حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود! افسوس که بجای افکارش زخم هایش را به ما نشان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند!)

دکتر شریعتی

 

[ ۱۳٩٠/٩/۱٤ ] [ ۸:٤۱ ‎ب.ظ ] [ زیتون سرخ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

چه کسی می دونه مار ها کی دم خودشون رو گاز می گیرند ؟ چه کسی می دونه موش های کثیف کی می خوابند؟ اما من یه چیزی رو مطمئن هستم که یه روز ا خورشید مثل همیشه همرو گرم می کنه !!!
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

خدمات وبلاگ نویسان جوان

چت روم

فروش بک لینک طراحی سایت