اپاانا
حرف را باید زد /درد را باید گفت / سخن از جور من و جور تو نیست / سخن از متلاشی شدن یک دوستی ست/ وعبث بودن پندار سرورآور مهر 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

حضرت موسی همراه بنی اسرائیل شبانه مصر را ترک کرد تا به رود نیل رسیدند.

موسی با عصای خود بر آب زد تا اینکه در میان رود نیل راهی نمایان شد.

حضرت موسی(ع) دستور داد که حرکت کنند و از رود نیل عبور کنند ولی آنها یکصدا گفتند: ما از 12 قبیله هستیم  و هر قبیله رسم و آداب خودش را دارد و ما نمی توانیم از یک راه عبور کنیم باید راه به 12 قسمت تقسیم شود.

موسی به اذن خدا دریا را به 12 قسمت تقسیم کرد . اما بنی اسرائیل جلو نرفت و گفت  بعضی از ما با هم خویشاوند و آشنا هستیم ممکن است بخواهیم با هم صحبت کنیم و یا همدیگر را ببینیم در میان راه برایمان پنجره هایی قرار بده .

حضرت موسی به اذن خدا چنین کرد اما باز حرکت نکردند و گفتند ما با پاهای برهنه چگونه بر روی زمینی که رطوبت دارد پای بگذاریم باید دستور دهی تا زمین خشک شود و حضرت موسی به اذن خدا چنین کرد و کف دریا خشک شد .

ولی باز بنی اسرائیل حرکت نکرد و در این هنگام بود که بی ادبی و قدر ناشناسی را به اوج خود رساند و گفت تو ما را آواره کردی و به اینجا آوردی اکنون می خواهی ما را در دریا غرق کنی و تمام اموال و ثروت های ما را به تصرف خویش در آوری .

اما حضرت موسی(ع) با لبخندتلخی که داشت جلو تر از همه پا در رود نیل گذاشت تا هیچ ایهامی برای آنان نباشد و جلو تر از همه پیش قدم شد .

این تکه ای کوچک از گستاخی و بی شرمی و هر صفت غیر انسانی بنی اسرائیل بود.

ادامه دارد             

[ ۱۳٩٠/۸/٢۱ ] [ ٥:٠٥ ‎ب.ظ ] [ زیتون سرخ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

چه کسی می دونه مار ها کی دم خودشون رو گاز می گیرند ؟ چه کسی می دونه موش های کثیف کی می خوابند؟ اما من یه چیزی رو مطمئن هستم که یه روز ا خورشید مثل همیشه همرو گرم می کنه !!!
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

خدمات وبلاگ نویسان جوان

چت روم

فروش بک لینک طراحی سایت